السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
139
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
ملالآور خواهد بود و گاهى تكرار زياد موجب انزجار و اشمئزاز او مىباشد و اگر قصيدهء ديگرى براى وى خوانده شود ، در نظرش جالبتر و شيرينتر از قصيدهء اولى جلوهگر مىشود ولى آن هم بعد از تكرار ، حالت قصيدهء اول را به خود مىگيرد و آنگاه فرق واقعى در ميان آن دو قصيده روشن مىشود . اتفاقا اين حس تنوعطلبى و نوگرايى انسان ، اختصاص به سخن ندارد بلكه در همهء لذايذ : خوردنىها ، پوشيدنىها ، شنيدنىها و در تمام موارد ، جريان و سريان دارد . اگر قرآن معجزه نبود ، همان حس تنوعطلبى بشر در آن نيز اثر مىگذاشت . در او نيز حكومت مىنمود و با مرور زمان و تكرار زياد حلاوت و شيرينى خود را از دست مىداد و ملالآور مىگرديد و در شنوندگان حالت انزجار و اشمئزاز ايجاد مىكرد . اين خود مىتوانست بهترين و آسانترين وسيله براى معارضه با قرآن باشد ولى ما مىبينيم ، قرآن مجيد هرچه بيشتر تكرار مىشود ، بر حسن و طراوتش مىافزايد و هرچه بيشتر تلاوت مىگردد ، روح انسان را به عوالم بالاترى اوج مىدهد ، ايمان و يقين وى را بيش از بيش محكم و استوار مىسازد . اين امتياز و مزيت كه - بر عكس تمام گفتارهاى عادى و معمولى - قرآن از آن برخوردار است ، نه تنها به اعجاز قرآن لطمه نمىزند بلكه يكى ديگر از مؤيدات و نشانههاى اعجاز قرآن مىباشد . 5 - اگر گفتار معترض را بپذيريم كه تكرار و مرور زمان ، افكار را با قرآن آشنا ساخته از معارضه با آن بازداشته است ، اين مطلب را تنها دربارهء مسلمانان مىتوان گفت كه قرآن را تصديق مىنمودند ( 1 ) - و هر چه هم تكرار مىشد باز با اشتياق فراوان گوش به آن مىدادند . و اما عربهاى غير مسلمان كه تكرار و انس با قرآن نسبت به آنان مفهومى نداشت ، چرا از مقابله با قرآن منصرف گرديدند و به مقام معارضه با آن برنيامدند ؟ !